شریح قاضی کیست؟ (
نقش شریح قاضی در واقعه عاشورا )
شریح بن حارث کندی، مشهور به شریح قاضی – از چهرههای اجتماعی – قضایی و تا حدی سیاسی صدر اسلام میباشد .
شریح قاضی کسی بود که میفهمید حق با کیست. وقتی«هانی ابن عروه» را به زندان انداختند و سر و رویش را مجروح کردند سربازان و افراد قبیلهاش اطراف قصر عبیدالله را گرفتند. ابن زیاد ترسید، آنها میگفتند که هانی را کشتند.
ابن زیاد به شریح قاضی گفت: برو ببین هانی زنده است و به اینها بگو که زنده است. شریح آمد دید که «هانی» زنده است، اما مجروح، هانی ابن عروه(خطاب به شریح) گفت: ای مسلمانها این چه وضعی است، پس قوم من چه شدند؟ مردند؟ چرا نمیآیند مرا از اینجا نجات دهند؟
شریح قاضی میگوید میخواستم بروم و این حرفهای هانی را به همین کسانی که اطراف دارالاماره را گرفتهاند، بگویم اما افسوس که جاسوس عبیدالله آنجا ایستاده بود. جرأت نکردم. این جرأت نکردم یعنی چه؟ یعنی همین که ما میگوییم«ترجیح دادن دنیا بر دین» نبود خودسازی.
شاید اگر شریح قاضی، همین یک کار را انجام میداد، تاریخ عوض میشد اگر شریح میرفت و حقیقت را میگفت چون هنوز عبیدالله قدرت نگرفته بود، آنها هجوم میآوردند و هانی را نجات میدادند و با نجات هانی قدرت پیدا میکردند، روحیه پیدا میردند و کوفه متعلق به امام حسین(ع) میشد و اصلا واقعه کربلا اتفاق نمیافتاد و تاسف بار تر و تعجببرانگیزتر این است که همین شریح قاضی فتوا میدهد و به فتوای همین به اصطلاح عالم، عدهی کثیری به جنگ با امام میروند. حب دنیا و منفعت طلبی در تمام قضایای سال 61 دخیل است.
عبیدالله برای عملی که در نظر داشت ناگزیر از داشتن حکم و فتوایی بود که حجت شرعی برای خود و نیز افکار عامه حاصل کند.
در شب اول بعد از مطرح شدن خواسته عبیدالله قاضی شریح قلم را به پیشانی خود میزد و گفت: شریح تو مگر حسین را، پدرش را و جدش را نمیشناسی، تو میتوانی حکم قتل فرزند رسول الله را امضا کنی؟
در شب دوم نیز عبیدالله کاری از پیش نبرد، اما ببینید که شیطان وایادی انسی او چگونه عمل میکنند.
در شب سوم مبلغ بسیار زیادی از درهم و دینار به شریح نشان دادند که اتفاقا در همین شب بود که وی اجازه خواست تا کمی فکر کند و تحقیق کند تا علتی برای صدور حکم بیابد.
که نهایتا حسین(ع) را خروج کننده بر امام و خلیفه عصر دانست.
یک وقت یک حرکت به جا تاریخ را نجات میدهد گاهی یک حرکت نا به جا که ناشی از ترس و ضعف، دنیا طلبی و حرص به زنده ماندن است.
تاریخ را در ورطه گمراهی میغلطاند. اگر امثال شریح قاضی در یک لحظه از خدا میترسیدند به جای این که از ابن زیاد بترسند تاریخ عوض میشد.
شریح قاضی گر چه شخصیتی اعلم در علم قضاوت به حساب میآمد ولی ازنظر خصوصیات اخلاقی، فردی مصلحت جو و فرصت طلب بود که برای رسیدن به مقام و منصب و تثبیت آن با هر نوع حکومت و خلافت و ایدههای مختلف امرای آن کنار میآمد و در این مدارا و سازش، گاهی مجبور میشد که حقیقت را فدای مصلحت طلبی خود کند درست همان کاری که در برابر سوء استفادههای «زیاد»و پسرش عبیدالله انجام داد، تا جایی که عبیدالله از او فتوایی گرفت و از آن برای بسیج مردم کوفه علیه حسین بن علی(ع) استفاده کرد. « وبلاگ خبری - تحلیلی رهپویان عمار »...
ما را در سایت « وبلاگ خبری - تحلیلی رهپویان عمار » دنبال میکنید
برچسب: نقش قاضی شریح در واقعه کربلا, نویسنده: بازدید: 220 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 6:24